Tuesday, July 12, 2005

ساز دهنی

برق رفته بود
زیر نور شمع بادمجان ها سرخ می شدند
روی تخت نشست
خاک ساز دهنی اش را پاک کرد
تنها یک آهنگ یادش مانده بود
خیال دوستانش یکی یکی آمدند
چون سایه ای روشن ،
دور تخت او در ذهن تاریکی نشستند
گوش می کردتد
می گفت ساز دهنی ساز تنهایی است